ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
728
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
املاك ممكن است آنان را از فقر و بينوايى رهايى بخشد . اين است قصد متنعمان از گردآورى املاك . اما اگر تصور شود كه ميتوان بوسيلهء آنها توانگر شد و مخارج تجملى و امور تفننى را تأمين كرد ، چنين انديشهاى درست نيست . راست است كه گاهى بندرت از راه نوسانهاى بازارها ممكن است كسانى بدين منظور نائل آيند و از گرانى بها و جنس محصولات در شهر استفادهء فراوان ببرند ، ولى اگر اين منظور حاصل آيد چه بسا كه آن وقت ديدگان امرا و واليان و فرمانروايان بدان دوخته شود و اغلب يا آن را به غصب از چنگال وى بيرون آورند و يا اينكه صاحب آن را بفروختن املاك مزبور بخودشان مجبور سازند و در نتيجه زيانها و بدبختيهاى بزرگى عايد او گردد ، و خدا بر كار خود غالب است [ 1 ] . فصل شانزدهم در نيازمندى توانگران شهرنشين به « صاحبان » جاه و مدافعان توانا زيرا هر گاه ثروت و تمول يك فرد شهرنشين فزونى يابد و بهره بردارى وى از ضياع و عقارش رو بتوسعه گذارد و در زمرهء بزرگترين توانگران شهر بشمار آيد و همهء چشمها به وى و ثروت او دوخته شود و وسايل تجمل و عادات و رسوم آن در زندگى وى افزون گردد ، آنگاه اميران و پادشاهان را ( بخاطر اين همه تجمل ) در تنگنا مىگذارد و آنان بدان ( از رشك ) سخت اندوهگين مىشوند و چون در طباع بشر تجاوز نهفته است در صدد برمىآيند كه ثروت ويرا از چنگش بربايند و در اين باره با او بكشمكش ميپردازند و با هر وسيلهاى كه ممكن باشد براى او پاپوش ميسازند و بحيله و نيرنگ او را محكوم فرمان پادشاهى ميكنند و موجب آشكارى براى
--> [ 1 - ) ] وَ الله غالِبٌ عَلى أَمْرِهِ 12 : 21 . سورهء يوسف ، آيهء 21 . در چاپهاى مصر و بيروت در آخر فصل پس از آيهء مزبور اين آيه هم اضافه شده است ، « و او پروردگار عرش عظيم است » . و صورت متن مطابق « ينى » و « پ » است .